راز مرد گورکن
راز مرد گورکن
روزی مردی به گورکنی گفت :
((خدایت عمر دراز داده است و اکنون
به هفتاد رسیده ای. نیم قرن میگذرد که هرروز
مرده یا مردگانی را به خاک میگذاری
برگو که از دل خاک چه رازها دیده ای و
با چه شگفتی هارو به رو شده ای ؟
گورکن گفت :
چیزی عجیب تر از این ندیده ام که دیو نفسم ))
پنجاه سال گور کندن و مرده به خاک سپردن دید و
(( یک دم فرمان از عقل نبرد . و خود به خاک خاموشی نخفت ))
به نقل ازکتاب سر دلبران ج ۲
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 4:46 PM توسط محمد مدبر
|